السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
241
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
اسناد بالعرض وقتى گفته مىشود : « الف » بالعرض به « ب » اسناد داده مىشود ، مقصود آن است كه اين اسناد مجازى است ، و « الف » محمول واقعى و حقيقى « ب » نيست ؛ مثلا وقتى مىگوييم « رودخانه جارى شد » ، اسناد جريان به رودخانه ، بالعرض است ، زيرا در واقع جريان از آن آب رودخانه است ، نه خود رودخانه . بر همين قياس گفته مىشود : اسناد واقعيت و تحقق به ماهيت ، بنابر اصالت وجود ، بالعرض است ، زيرا واقعيت ، در حقيقت ، تنها از آن وجود است . بنابراين ، اسناد بالعرض ، اسناد شىء به غير ما هو له است ، در برابر اسناد شىء به ما هو له . اشارهء حسيه مقصود امتداد خط موهومى است كه از اشارهكننده شروع و به نقطهاى از مشار اليه پايان مىيابد . اشتراك معنوى و اشتراك لفظى وقتى يك لفظ بر موارد گوناگون اطلاق شود دو حالت براى آن متصور است : حالت اول : اينكه آن لفظ معناى متعددى داشته باشد و اطلاق آن بر هريك از آن موارد به اعتبار يكى از معانى آن باشد ؛ مثلا لفظ « شير » در فارسى بر سه چيز اطلاق مىشود : 1 . مايع سفيدرنگ خوراكى كه از پستان حيوان ماده مىدوشند ؛ 2 . حيوان درندهء خاصى كه ضرب المثل شجاعت است ؛ 3 . دستگاهى كه وسيلهء باز و بسته كردن آب است . در هرسه مورد لفظ « شير » به كار مىرود و با اشاره به هركدام از آنها مىگوييم « اين شير است . » اما در هرمورد يك معناى خاصى مورد نظر است و اين سه مورد تنها در لفظ شير با هم مشتركاند . از اينرو گفته مىشود كه شير ، « مشترك لفظى » در اين سه چيز است . حالت دوم : اينكه آن لفظ تنها يك معنا داشته باشد و به اعتبار همان معنا بر موارد گوناگون اطلاق شود ، مانند لفظ « حيوان » كه بر گاو ، گوسفند ، شتر ، ببر و . . . اطلاق مىشود و در همهء اين موارد يك معنا از آن فهميده مىشود . در واقع اين موارد گوناگون در معناى خاصى كه لفظ حيوان براى آن وضع شده مشتركاند ، و از اينرو گفته مىشود كه حيوان در اين موارد « مشترك معنوى » است . بنابراين ، مشترك معنوى يك لفظ است كه با يك وضع براى يك معناى كلى كه داراى مصاديق متعددى است ، وضع شده است ، بر خلاف مشترك لفظى كه يك لفظ است كه با